السيد محمد حسين الطهراني

292

نور ملكوت قرآن از قسمت أنوار الملكوت (فارسى)

أ جبرئيل قل لى : كان دحية إذ بدا * لمهدى الهدى ، فى هيئة بشريّة ؟ ( 2 ) و فى علمه عن حاضريه مزيّة * بماهيّة المرئىّ من غير مرية ( 3 ) يرى ملكا يوحى إليه و غيره * يرى رجلا يدعى لديه بصحبة ( 4 ) ولى من أتمّ الرّؤيتين إشارة * تنزّه عن رأى الحلول عقيدتى ( 5 ) و فى الذّكر ذكر اللّبس ليس بمنكر * و لم أعد عن حكمى كتاب و سنّة ( 6 ) « 1 » 1 - و متوجه باش : دحيهء كلبى كه در به دو وحى نبوّت ، جبرائيل أمين به صورت او با پيغمبر ما ملاقات مىكرد . 2 - بگو به من : آيا در آن وقتى كه : جبرائيل براى پيامبر كه رهنما و رهبر صراط هدايت است ، در شكل و هيئت بشرى جلوه مىنمود ، آن جبرائيل ، حقيقتا دحيه بود ؟ ! ( يا نه دحيه نبود ؛ جبرائيل به صورت دحيه ، و به شكل و شمايل وى تمثّل كرده بود ؛ و چه بسا أصلا در آن‌وقت ، خود دحيه در شهر وحى : مدينه نبود . ) 3 - و بدون شكّ و شبهه ، علم رسول خدا دربارهء حقيقت و واقعيّت آن ديده شده ( جبرائيل به صورت دحيه ) با علم ديگران كه آن ديده‌شده را خود دحيه مىپنداشتند ؛ داراى مزيّت و برترى است . 4 - پيغمبر مىديد ، فرشته‌اى را كه به او وحى مىكند ؛ و غير پيامبر مىديد ، مردى را كه براى مجالست با پيغمبر ، وى را به سوى او فرا خوانده‌اند . 5 - ( در اينجا دو ديدگاه است ) و براى من از آن گونه ديدنى كه أتمّ و أكمل و به واقع نزديكتر است ، كه همان رؤيت و ديدن پيغمبر اكرم است ؛

--> - خود امتناع نمودند . چون دحيه خبر ايمان قيصر را براى رسول الله آورد ، حضرت دربارهء قيصر دعا كردند و گفتند : اللّهم ثبّت ملكه . آية الله مامقانى در تنقيح المقال ، ج 1 ، ص 417 ، ترجمهء أحوال وى را بطور مختصر آورده و گفته است : در أخبار فريقين وارد شده است كه : جبرائيل در بعضى از أوقات به صورت دحيه به نزد رسول خدا صلّى الله عليه و آله و سلّم مىآمد . و اين دليل بر وثاقت اوست . رسول خدا در زمان صلح و هدنة در سال ششم وى را به سوى قيصر به عنوان رسول فرستاد ، و قيصر به رسول خدا إيمان آورد . ( 1 ) تائيه كبرى ، ديوان ابن فارض ، ص 73 ، بيت 280 تا بيت 285 .